تبليغاتX
گوسپندانه

حافظا...

دو نفر دختر خوشتیپ و سوســــــــــــــول ! دوش از دردسر مشق نجاتم دادنـــــــــد!

دست و پایم بگرفتند و سوارم کردنـــــــــــد! پفک و بستنی و ماچ پر آبم دادنـــــــــد!

توی این منظومه ی شهری چه تماشاکردیم! آن دو باهم جملگی شکلاتم دادنـــــــد!

آب انگور و هویج و کیوی آب انــــــــــــــــــــــار آنقدر بود که انگار فراتم دادنـــــــــــــــــد!

تا سر صبح خرامان همه جارا گشتیـــــــــم ! صبح یک بربری و چای و نباتم دادنــــــد!

سفر علمی!و رویایی ما گشت تمــــــــــام ! جمله ای فحش از کلماتم دادنــــــــــــــد!

چون به خود آمدم از دیدن آن خواب لذیـــــذ! صبح ظاهر شده بود بس که تکانم دادند!

مادرم گفت بلند شو که کلاست دیر اســــت پس از آن لقمه ای از نان بیاتم دادنــــد !

اشک از دیده چکیدو مخ من تیر کشــــــــید ! چو به من توی کلاس ریز نمراتم دادنــد!
قربونم بشم والسلام!

ولی خوب هر شعری یه پاورقی میخواد که برای کسانی که با معانی کلمات ثقیل

آشنایی ندارند یه یاد آوری یا آموزشی هم باشه :

کلمات ثقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل :!
دوش : یعنی حمام البته نه در اینجا! منظور این بوده که دیشب !

دختر : نوعی بنده خدا !که از روی بدشانسی در ایران متولد شده است و هر روز باید موقع

عبوراز خیابون مواظب باشه که یه وقت یه پرایدی زیرش نگیره!

سوسول: خوب این هم برای قافیه اینجا نوشته شده ولی خود لغت سوسول برگرفته از ۲

قسمت هست قسمت اول که در اصل سه (۳) سول بوده سول در زبان فارسی کهن

به معنی ناودان که در اصل از ترکیب نوعی آرایش مو یعنی گذاشتن مو به صورت

فرق از وسط ! البته این ۲ سولش بوده و سوله سومش رو من هر چقدر فکر کردم
پیدا نکردم !

مشق : پروژه ی دانشگاه ٫عملگی برای استاد !

سوارم کردند: تا اونجا که رسم هست دختر رو سوار میکنند ولی خوب دیگه همون قضیه ی

شتر با پنبه دونه هست دیگه !

ماچ : یک حرکت غیر ورزشی !غیر اخلاقی و غیر فرهنگی است ! که به خاطر مسائل سیاسی

و نفوذ انگلیس در ایران در زمان آقا محمد خان قاجار!در کشور ما رواج پیدا کرد
نوع پر آب آن بیشتر در مراکز خصوصی استفاده داره !

انگار فراتم داند:یعنی خیلی خوش گذشت جاتون خالی !

سفر علمی: این هم خوب از اون حرفایی بود که برای قافیه استفاده میشه !

اميدوارم که ازاين شعرنتيجه اخلاقی تربيتی گرفته باشين

!! نوشته شده توسط صادق مسعودی | 15:45 | یکشنبه سی ام تیر 1387 •

دختر پاسبون

دختر یه پاسبون یه روز تو رختخوابش جیش کرد. ننه اش بچه رو کتک زد. پاسبونه اومد خونه دید بچه داره

زار زار گریه می کنه. یه فصل زنش رو خونین و مالین کرد. همون شب دکتر دندانپزشک که داشت توی

خیابون می رفت برخورد کرد با همون پاسبانه که عصبانی بود. پاسبونه از غیظش که با زنش دعوا کرده

بود دکتره رو انداخت زندون. رئیس کارخونه که شب دندونش درد گرفته بود، صبح رفت سراغ دندونپزشک

که دندونش رو بکشه، اما دید مطب یارو بسته است. آخه دندانپزشک رو دیشب پاسبون گرفته بود. رفت

کارخونه با دندون درد و چون دندونش درد می کرد عصبانی شد و سه تا کارگر رو اخراج کرد. کارگرها چون

بیکار شده بودن دزد شدن و پاسبونه دزدها رو دستگیر کرد و به همین خاطر بهش پاداش دادن، اون هم با

پاداشی که گرفته بود واسه زنش النگو خرید. زنه هم که النگودار شده بود بچه اش رو ناز کرد و بهش

گفت: دیگه سرجات جیش نکنی ها!

!! نوشته شده توسط صادق مسعودی | 23:17 | چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 •